زهرا اسلامى فرد
79
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
منطق ، والاتر بودند . پارهاى ديگر از علماى اسلام در واكنشى تند ، به دشمنى با فلسفه پرداختند . اينان فلسفه را مغاير با شريعت و در تقابل با وحى و انبيا تلقى نمودند و پرداختن به فلسفه را نهتنها تضييع عمر ، بلكه گمراهى و ضلالت و دورى از مكتب دانستند . كراهت از فلسفه در برخى دورهها به حدى رسيد كه فلاسفه مورد تكفير قرار مىگرفتند و تحصيل اين علم دليلى بر سفاهت و حماقت آنها بهشمار مىآمد . در فتاواى ابنالصلاح آمده است كه « الفلسفة اسالسفه ؛ فلسفه اساس سفاهت است . » « 1 » ابناثير در الكامل مىنويسد : در سال 279 هجرى كتابفروشان از فروش كتب كلام و جدل و فلسفه منع شدند . « 2 » برخى از شاعران نيز به جنگ با فلسفه پرداختند . شاعر توانايى مانند سنايى ، فلسفه را اينگونه به نقد مىكشد : مسلمانان مسلمانان مسلمانى مسلمانى * از اين آيين بىدينان پشيمانى پشيمانى « 3 » فلاسفه در ميان اهل حديث و سنتگرايان افراطى همواره متهم به كفر و زندقه و الحاد بودند و حتى برخى از علمايى كه به فلسفه اشتغال داشتند ، در اواخر عمر از اينكه چندى در اين راه سرگردان بودند ، پشيمان شدند و استغفار نمودند . « 4 » مثلًا در مورد حسنبن محمدبن نجاء اربلى - كه در علوم عقلى مشهور بود - گفتهاند كه آخرين سخن او در بستر احتضار چنين بود : « صدق الله العظيم و كذب ابنسينا » . مخالفت اهل دين با فلسفه بيشتر در موضوع الاهيات بهويژه الاهيات ارسطو بود ؛ چه آنكه بسيارى از مسائل آن نزد اهلسنت و حديث ، با اصول دين اسلام ، قرآن و احاديث منطبق و
--> ( 1 ) . عبدالملك بن محمد ثعالبى ، يتيمهء الدهر فى شعراء اهل العصر ، ج 4 ، ص 207 ؛ به نقل از : يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 116 . ( 2 ) . عزالدين بن اثير ، تاريخ كامل ، ج 6 ، ص 72 . ( 3 ) . بنگريد به : يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 116 . ( 4 ) . يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 117 - 115 .